غياث الدين بن همام الدين حسينى ( خواند مير )

123

مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى )

بلكه در هفدهم رمضان سنهء تسع و خمسين و خمس مائه مردم را به پاى قلعهء الموت جمع كرده بر منبر رفت و بعد از آن كه مزخرفات و هذيانات بىغايات در باب رفع تكاليف شرعى بر زبان آورد از منبر فرود آمده دو ركعت نماز گزارده و قوم را به افطار امر كرده فرمود كه اصحاب ملاهى و مناهى به شرب خمر و زنا و انواع فسوق ديگر قيام نمودند . بالجمله چون اين فعل شنيع از حسن صادر شد در بلاد رودبار و قهستان رسم الحاد آشكار و عيان شد و لفظ « ملاحده » بر اسماعيليه اطلاق يافت . و بعد از آن كه على ذكره السلام به زخم كارد برادر زن خود كه مردى مسلمان بود در قلعهء لمسر به جانب سقر شتافت پسر او محمد نام در حكومت مستقل گشت و رسوم مذمومهء پدر احيا كرد . جلال الدين حسن بن محمد چون بر سرير مملكت متمكن شد در تشييد قواعد شريعت كوشيد و رسم اذان و اقامت نماز جمعه مجدد گردانيد و در هر قريه از قراى رودبار حمامى و مسجدى ساخت و به منع و زجر ارباب فسق و فجور پرداخت و آباء خود را لعنت كرد و ائمهء دين در باب صحت اسلام او فتاوى نوشته خدمتش را « جلال الدين حسن نو مسلمان » خواندند . و چون او وفات يافت پسرش علاء الدين محمد در سن نه سالگى به‌جاى پدر نشست و بعد از كشته شدن او پسرش ركن الدين متصدى امر حكومت گشت . و اين دو شخص نيز به مذهب باطل اجداد خويش مايل بودند و ركن الدين به امر منگوقا آن به قتل آمده دولت آن فرقهء ضاله به نهايت رسيد .